|
هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را ثابت میکند نه زبان
|
ذعفر میگه : اگه شوهرت گیر نده آره!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منو بهداد رفتیم سینما فیلم «هیس» و ببینیم، لامصب فقط «کیس»
دیدیم!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بچه هه ميره پيش خانم
معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟
معلمه ميگه: برو بشين سر
جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم.
پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره،
جلوگيري ميكنيم!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام جمعه ی یه شهری:
ای مردم به زنان خود بگویید لباسای تنگ و چسبان نپوشن،
زن من پوشید ، لامصب مگه در میومد!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﭘﺎﺳﺘﯿﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺁﻭﺭﺩﻩ
ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﺱ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﺎﺟﺎﺗﻮ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ 
.....................
....................
نصفه شب از خواب پريدم ..... يه " هزار پا " داشت روي شیکمم به صورت
کاملا دورانی با فرکانس ثابتي حرکت ميکرد ،... من و ميگي .....!!!! بلللللللند شدم
رو هوا با يه حرکت فيليپيني همينجور که داشتم دور خودم مي پيچيدمو به لباسام چنگ
مينداختم در اتاقو وا کردم پريدم تو هال ، ( يعني تو اون لحظه اگه لينچان و جت لي و
جکي چان با هم ميريختن سرم ، ازم کتک ميخوردن ، اصن کنترلمو کاملا از دست داده بودم )
.يه هاله ي ضعيفي از نور تو يه قسمتي از هال افتاده بود ، مثه يوز پلنگ خودمو رسوندم
اونجا ديدم يه چيزي چسبيده به شلوارم ، مارو ميگييييييي؟؟؟با تمام قدرت با کف دست
با پشت دست با مشت با آرنج همينجوري داشتم ميکوبيدم به پام ،
حالا منه بد بخت هم دستم درد گرفته بود هم پام ، ازون طرفم داشتم زهره ترک ميشدم ،
فکر ميکردم اين پاهاش گير کرده تو شلوارم واسه همين کنده نميشه ،
آقا دورخيز کردم با پا رفتم تو ديوار تا له بشه ، دو سه تا غلتم روي زمين زدم تا کاملا پرس
بشه ، يعني حرکاتي کردم که يه گونگ فو کار حرفه اي از انجامش عاجزه ، بعد از اينکه
خودمو آش و لاش کردمو دهن دستو پام سرويس شد پريدم چراغو روشن کردم که ديدم
بدبخت پرس شده ( بازم چشام خوب نميديد ) عينکمو زدم ديدم اههههههههه اينکه هزار پا
نيست........ مارک " آديداس " بود که روي شلوارم دوخته شده بود ، :-)))))))
الان دونستی شلوارم مارکدار بود اونم از نوعِ آدیدااااااااااااس ؟! ![]()
![]()
![]()
![]()
علنا تو ماشین تولید مثل میکنن :|
![]()
ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ ﭘﺴﺮﻩ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ
ﯾﻪ دختره ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺍﻳﻨﺎ؟!
.
.
.




دانشمندان به تازگی دریافته اند که هفته ای دو بار قطعی اینترنت در کنار خوردن ماهی برای سلامتی و جلوگیری از ابتلا به زخم بستر مفید است !

پیروز تو خیابون هرچی بوق میزدم دختره نمیرفت کنار ،
شیشه رو کشیدم پایین گفتم سوسک سوسک
انگاری سوار جت شده پرید کنار
اینفده یه بوق میذارم بگه سوسک ، سوسک :))))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻦ ﺗﻮ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺯﺭﺍﻓﻪ ﻫﺎ واژه “ﺍﯾﻦ” ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ؟؟؟
ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻦ و در واقع “ﺍﯾﻦ” ﻣﯿﺸﻪ “ﺍﻭﻥ” …
ﺑﺮﯾﺪ ﺣﺎﻝ ﮐﻨﯿﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سردرگم و مضطرب و ناامید رسیدم
به یه کوه و صخره ای بلند و فریاد زدم : آیا امیدی هست ؟
جوابی آمد : داد نزن روانی
بله : مدرسان شریف ؛ تلفن : بیست و نه دوتا شیش …
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنگاه که دردمندی سلامت خود را بازیابد
آنگاه که دستی به نشان شکر به آسمان بلند شود
ملائک تو را می ستایند.
روز پزشک مبارک![]()
دکی ذفر روزت مبارک![]()
برو ادامه ذفرو ببین:))
بعضى ها هم هستن که توىِ روده ىِ ما جا دارن، متأسفانه اینا رفتنیَـن:))))
![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دختره استاتوس گذاشته: خلقت پسرا اصلاً شوخیه جالبی نبود...!
پسره اومده کامنت گذاشته: ولی خـلـقـت دخـتـرا خیلی باحال بود!!!
به بعضيا بایدگفت: درسته که وقتي شاخ بازی در اوردی شاخت رو نشکونديم!
ولي هول برت نداره!نه اين که نتونسته باشيم! نه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طفلی تا آخرین لحظه ی عمرش داشت می جنگید!!

تهرانی: مامانی پارسا جان دستاتو نگیر گوشه های سرسره آلودست عزیزم
اصفهانی(با لهجه اصفهونی بخونن): مژتبای خاک تو سرد کوننن اینقذه رو این سرسره وامونده کوندا نکش شلوارد ساب رفت الهی بیمیری




بخدا اگه خواستی بری خواستگاری، به دختره میگم چه خری هستی:)
صد دفه بهش گفتم من چوپونما ! گوش نمیکنه که!!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سال 76:آنتن دهیش چطوره؟
سال 79: چقد شارژ نگه میداره؟
سال 82: دوربینم داره؟
سال 85: دوربینش چند مگاپیکسله؟
سال 91:اندرویده؟
سال 94: هوشمنده یا معمولیه؟
سال 97:اخلاقش چطوره؟
سال 1400: درکت میکنه؟
سال 1403: به اندازه ی کافی بهت توجه میکنه؟ یا میخوای باهاش به هم بزنی؟
اصن یه وضی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ









..........................................
دیگه خسته شدم :|
ترم ۴ دانشگاه بود صب تا شب ورق بازی میکردیم شلم و حکم و ...
یه بار مهمون واسمون اومده بود ورق کم داشتیم رفتم
در اتاق ترم یکی ها در زدم
گفدم بخشید بچه ها شما ورق دارین؟
گفتن بله! پاشدن دور اتاق زیر تخت تو کمدو گشتن
بعداز ۵ دقیقه گشت زنی دور خودشون
یکیشون از تو کیفش چن تا ورق آ.۴ در آورد!
گف پیدا کردم چن تا میخای؟
مم یه نیگایی بشون کردم گفدم والا...یکی کافیه ممنون :|
یکی گرفدم اومدم تو اتاق تا صب بهشون میخندیدیم..:))
ته دلم به قدرى روشنه که نور ميگوزم ...
((برگی از نوشته های گ.ز.ی کبیر))
ﺷﻤﺎ ﺍﻧـــﺎﺭﻭ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﺪ؟؟؟
ﻣﻨﻢ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﮕﻢ: ﻣﺎ ﺩﻭﻥ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺑﺪ ﺑﺎ ﮔﻠﭙﺮ ﻭ ﻧﻤﮏ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ …
ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻩ ﺍﻩ ﺷﻤﺎ ﭼﻘﺪﺭ … ﮐﺜﺎﻓﺘﯿﺪ،
ﻣﺎ ﺍﻧﺎﺭﻭ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﯾﻢ ﺳﯿﻔﻮﻥ ﻣﯿﮑﺸﯾﻢ ﺁﺏ ﺑﺒﺮﺩﺵ !!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این دندونپزشک هایی که دستشون رو تا آرنج میکنن تو حلق آدم
بعد وسطش ازت سوال هم می پرسن
و توقع دارن جوابشون رو بدی ؛
دقیقا چه فکری میکنن ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی
مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن OK
باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی
ازش فقط یه o بمونه با یه k
تا حالشون جا بیاد!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ یعنی : ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩﺳﺮﺍﻏﺖ !
ﺍﻣﺎ …. ﺗَﻪِ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ :
ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ ..
مغزت بگه کوفت اون مرض اون !
به یاد خواهرجون خوشگلو نازم
صورتی نوشتم :((((
سیاهم به یادنفس :(((
مورد داشتیم طرف رفته خاستگاری ننه عروس گفته
جعبه دسمال کاغذی رو کجا گذاشتم
این گفته زیر تخته مادر جون :|![]()
![]()
![]()
....................................



از لوس بازی های عشاق اینترنتی

امروز نه تنها کسی تولدمو تبریگ نگفت
بلکه حتی تولدمم نبود!
:|


واسه دوس دخدرم میخواسم دسکش بخرم
فروشندهه زن بود،گفت چه سایزی؟
گفتم نمیدونم،دستشو گذاشت رومیزوگفت:
ازدست من کوچیکتره یا بزگتر ، دسموگذاشتم رودسش
گفتم همینقده.با عشوه گفت:چیزدیگه ای نمیخواید؟؟
گفتم اگه توسایزش کمکم کنید،(ش.و.ر.ت) و(س.و.ت.ی.ن) هم میخوام :)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت
؟
میگم : نه بابا اومدم چند تا از این پیرمرد،پیرزنارو رو ببرم بزرگ کنم !
…
بابا دم انتقاد سازندتون گرم :(
یه مدت عثن تو خرا نیستم!
خدافس همگی
دیروز تو ماشین مهسا دوستشو میبینه و شروع میکنن احوال پرسی
مهسا میگه : راستی نامزدت چطوره ؟؟؟
دخدره هم میگه : دیگه نامزدم نیستیم
مهسا شروع میکنه میگه
که آره بهتر اصن بهت نمیخورد قیافش عین عن بود
پسره ی داهاتیه از خود راضی هر موقع میدیدمش حالم بهم میخورد …
یهو دوستش میگه نامزد نیستیم ازدواج کردیم :|
ادامه هم دارم :))
بعد من هی برم پیشش آزمایش ادرار بدم روش بنویسم :
.
.
.
.
.
.
.
.
تقدیم با عشق ![]()
دامپزشک در حال تربیت یک خر:
عزیزم میدونم که تو یه اسبی!
فقط ضریب هوشت پایین بوده واسه همین جز خرایی
پس بتمرگ تا به جای گوشت بره ندادمت به مردم!!!

با یکی چت میکنی یهو میبینی داره تایپ میکنه
پاک میکنی که اون تایپ کنه
اونم میبینه تو داری تایپ میکنی
پاک میکنه که تو تایپ کنی
بیا گند زدی به چت رفت!

ای حسن
ای مهندس
ای مردادی
ای کنکوری
ای نیمه گمشده
تولدت مبارک

سره شیلنگو عنی میکرده اومده دم ازمردیُ مردونگی میزنه :))
شیخ مشغول استعمال ساقه ی گلی بود تا به عالم خلسه فرو رود و روایتی جدید سازد.
ناگهان یکی از مریدان بر او وارد شد.
شیخ هول کرد و رول در خشتک خود پنهان نمود.
باری مرید تیز بود و بو برد و پرسید
"یا شیخ خجالت نمیکشی؟"
شیخ دستی بر ریش خود کشید و مرید دوباره پرسید
"شیخ از برای چه چت میکنی؟"
شیخ نگاهی به مرید انداخت و با لبخند پاسخش گفت
"تا بخندم"
مرید ماند اندر شگفت و پرسید
"یا شیخ به چه میخندی؟"
شیخ رول از خشتک بیرون نهاد دمی گرفت و پاسخ داد
"به قبر ننت"
مرید دامن از کف داد و از هیبت جواب شیخ خشتک خیس کرد
و تا بلاد کفر دولا دولا باد از معده خارج کرد.(( میگن بهداد گ.زوی کبیر بوده))
حوادث بعد از ظهور-کتاب پنج-ص345
شیخ الزمان
حچن جوجه![]()
تولدت مبارک خره ![]()

هر روز برایت رویایی باشد در دست
نه دوردست
عشقی باشد در
دل
نه در سر
و
دلیلی باشد برای زندگی
نه روز مره
گیتولدت مبارک حچنی

لطفن ادامه »»»»»
فقط و فقط فیلم ببینیم لامصب هر صندلیو نگاه میکنی
یه فیلم جداگانس همشونم صحنه دار![]()
اگه من مردم
من دادم ... تو هم بده ... من مفتي دادم ...
تو هم مفتي بده ... درسته كه درد داره ... ولي ثواب داره
.
.
(سازمان انتقال خون)
سگ تو فکر خرابت ![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتگوی کاملاً جدی بین مه سا و زی زی :
مه سا : مربی تئاترمون قبلاً دستش تومور داشته
زی زی : تومور مغزی؟!
مه سا : نمی دونم… اونشو نگفت!
ــــــــــــــــــــــــــ
اگه گفتید این تصویر چیه؟
اين تصوير يه گاو با علف رو نشون ميده، اما متاسفانه
گاوه همه علفا رو خورده و به همين علت هم صحنه رو ترك كرده.
بازگشت غرورمندانه نگارین ارشد خرا رو از سفر
به خرارو تبریک و تهنیت میگوئیم!
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!
وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی!
وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی!
وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی!
داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی!
... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی!
و...
آخه موجود اینقدر سنگ صبور !!
اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!
برگی از خاطرات بهداد :
مامانم از بیرون برگشت کیسه خریدش از دستش افتاد پهن شد کف اتاق .
دیدم لای چیزایی که خریده یه بسته صابون گلنار هستش .
یه نگا انداختم بابام فورا" پرید صابونارو برداشت از پنجره پرت کرد بیرون .
مامانم گفت چیکار میکنی مرد ؟
بابام رو کرد به من و گفت :
من اون نگاه رو میشناسم .
یه سر برو ادامه »»»
یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس
به دخترا تیکه می انداخت!!!!!یه بار دخترا
تصمیم می گیرن با اولین تیکه ای که انداخت
از کلاس برن بیرون!!!قضیه به گوش استاد
میرسه!!!
جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس،
میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی
دخترا تشکیل دادن!!!!
رفتم جلو پرسیدم،گفتن با کارت دانشجویی شوهر میدن!!!
دخترا پا میشن برن بیرون،
استاده میگه کجاااااا میرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتش تموم شد،تا ساعت 10 بود!!!!!!!! ![]()
عروس چقدر انتره دوماد ازون بدتره
یعنی استتاری که بادوم درختی لای تخمه ژاپنی میکنه
چریک های امریکایی نمیتونن بکنن
داداشم یه تلسکوپ خریده تنها جایی که باهاش نگاه نمیکنه
اسمونه صبح تا شب خونه مردمو دید میزنه کصافط
میگن قزوینیا خیلی خوش شانسن
اخه شانس جرات نداره بهشون پشت کنه.بله
قیافه بهداد پس از گ.و.زیدن جهت طبیعی جلوه دادن امور
ﻋﮑﺴﺎﺵﮐﻪ ﻫیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﭻ...
ﺩﯾﮕﻪﺗﻮﺩﺳﺘﺸﻮئی هم ﻧﯿﻤﺮﺥ ﻣﯿﮕﻮﺯﻩ !!!!!!:)))
روزی مریدی شیخ را پرسید :فرق مگس با پلنگ چست؟
شیخ بفرمود :مگس را وقتی میرینی می بینی،
پلنگ را وقتی می بینی میرینی.:...
اگه تا فردا یه مخاطب خاص واسم پیدا شد که هیچ
و گر نه انقدر پست غمگین میذارم که خون گریه کنید
![]()


دختر: قول میدی که هیچ وقت دختری رو بیشتر از من دوست نداشته باشی...
پسر: من دوست دارم اما نمیتونم همچین قولی بهت بدم ....
دختر ( در حال گریه): 
یعنی یکی رو بعد از من دوست خواهی داشت ؟
پسر (با خنده ):
دختری که من بعد از تو دوست خواهم داشت ...تو رو هَوو صدا میزنه.. 
دختر عصبانی شد و پسر رو با
ضربات پی در پی چاقو
از پای در آورد
و جسدش رو با اسید سوزوند 


![]()
ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺟﻠﻮﺵ ﺭﺩ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻣﮑﺜﯽ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺧﯿﻠﯿﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ :|
ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ 3 ﺭﻭﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺵ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﻄﻨﺘﯽ ﻧﮑﻨﻪ کدومه؟
1 : ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ
2 : ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺷﻢ ﺑﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﺗﺮ ﺑﺸﻪ
۳: ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭘﺴﺮﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ
4 : ﻭﻗﺖ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻨﺸﻪ
5 : ﺍﮔﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺗﺎ 40 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ ﺑﻪ ﺑﻌﺜﺖ ﻣﯿﺮﺳﻪ
من کاری ندارم کی میخواد سر و کله ات پیدا بشه !
فقط لطفا بگو اگه خوش هیکلی جزو معیارهات نیست
من دیگه رژیم نگیرم ! :|
پادشاه علی![]()