|
هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را ثابت میکند نه زبان
|
از هر قشری هم توش بوده
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
من دلتنگ توام،ميگن:
"Tu me manques"
يعنی من تو رو كم دارم...
قشنگتر از اين هم ميشه؟؟
ز غبار این بیابان؟
- "همه آرزویم؛ اما
چه کنم که بسته پایم …"
…
اون لحظه که گون به نسیم اینو گفت،
اون همه ما ایرانیا بودیم
:((
#اتاق_فکر
+ ببینید دوستان ما که آب رو خیلی وقته صادر کردیم و الان چس قطره آب توی تانکر باقی نمونده ؛ خاک های زراعتی کشور رو هم به قیمت مفت فروختیم به کشور های همسایه . فی الحال باید تدبیری بیاندیشیم که بشه نوری که از خورشید به ایران میتابه رو هم فروخت ! تابش نور خورشید رو منحرف میکنیم ؛ درسته کشور تاریک میشه ولی خب مردم عادت میکنند . چند هفته ی اول یکم باهاش جوک میسازن و از ماه دوم دیگه همه چی رواله ! حتی اگه ترفندی برای فروش باد و اکسیژن هم پیدا کنیم محشره !
- پروژه ی پرسر و صداییه ! خب افکار عمومی رو چطور منحرف کنیم ؟!
+ کار زیاد سختی نیست ! یه فعال سیاسی رو به جرم خاروندن جای کشِ شورت جلوی وزارتخونه یه هفته زندانی میکنیم ، دو روز اعتصاب غذا میکنه و هشتگش ترند میشه و خلاصه مردم دور هم مشغول میشن
این وسط میتونیم از تلخک های اینستا و تلگرام هم کمک بگیریم . احضارشون میکنیم ، پیجشون یه مدت مسدود میشه ، دو تا اعتراف و تعهد ازشون میگیریم و خلاص . سوژه ی دو هفته ی فضای مجازی جوریده شد . این دو هفته اگه لاینقطع تلمبه بزنی روی نقطه ی G مملکت ، هیچ احدی متوجه نمیشه !
- راستی باید یه فکری هم به حال موسسه مالی اعتباری حجر ابن عدی (ص) بکنیم . رسما دخل و خرجش با هم نمیخونه ! دو تا انگ اختلاس و متواری شدن مدیر بهش میزنیم و تعطیلش میکنیم ؛ کلی اسکناس توش خوابیده
+ واسه ی ترمالِ این قضیه هم دوباره قضیه ی ورود بانوان به استادیوم رو سر زبونا بندازید
- یه کفگیر دیگه بکش اخوی ؛ برنجش وارداتی نیست ! بزخری از کشاورزای شماله . مالِ بیت المال خوردن داره . نخوری میخورن
+ امان از تو حاجی :)))))) به قول حاج خانم خدابیامرز ، حرفِ کار رو سر سفره ی غذا نباید زد ! خوبیت نداره . بسم الله
بازم توی وضعیت
«نکند اندوهی،
سر رسد از پس کوه»یم
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم،
یعنی میخوام بگم
بیشتر وقتا مشکل ندونستن نیس،
مشکل این دل بیصاحاب موندهس😕
تعریف های عشق
از زبان جبران خلیل جبران :
و آن کسی را که دوست داری،
نيم دیگر تو نیست!
او تویی،
اما در جایی دیگر...
الان ده هزارسال پیش بود
و تنها دغدغهام این بود که
همه برگای درختا ریخته و شورت ندارم بپوشم
:)))
فقط بیدل نیشابوری بدرستی تعريف كرد:
دل تنگ
و دست تنگ
و جهان تنگ و
کار تنگ؛
از چهار سو
گرفته مرا روزگار تنگ ...
صداوسیما یه گزارش میره از
"مردم" #خرمشهر که میگن"
آب؟
نه ما اصن آب نیاز نداریم.
ما کاکتوسیم.
اینا معاندین بودن که آب میخواستن"
میخوای کار کنی، کار نیست،
میای نفس بکشی، هوا نیست،
میخوای آب بخوری، آب نیست،
درخواست میکنی، جواب نمیدن،
خواهش میکنی، تحویل نمیگیرن،
التماس میکنی، هیچی،
مستاصل میشی، عصبانی میشی، اعتراض میکنی
گلوله میخوری و میمیری.
"أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ
وَ أَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ"
من رنج ميكشم
در حاليكه تو مهربان ترين مهربانانى.
اون درحاليكه كنايه سنگينيه،
بله بزرگ متعال،
ما رنج ميكشيم
درحاليكه تو مهربانترين مهربانانى.
چه خوش فرمودند :
که عشق آسان "نِمود" اول ،
ولی افتاد مشکلها
هیچی به اندازه ی صدای حسن نصر الله
که بگه
نگرانی ای نداریم ما که به دلار از ایران پول میگیریم
آرومم نمیکنه .
ﮔﻮﺭﺧﻮاﺏ و زباله گرد عزیز
نون و تانک بزن

هر کس که سروده بود
میتونست ادعا کنه
از شاعرای بزرگ روزگارِ :
"♡چون تو را دیدم محالم حال شد♡"