هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان



.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﯾﻦ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﭘﺎﺳﺘﯿﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺁﻭﺭﺩﻩ

ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﺱ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﺎﺟﺎﺗﻮ ﭘﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ

.........................................


نصفه شب از خواب پريدم ..... يه " هزار پا " داشت روي شیکمم به صورت

کاملا دورانی با فرکانس ثابتي حرکت ميکرد ،... من و ميگي .....!!!! بلللللللند شدم

رو هوا با يه حرکت فيليپيني همينجور که داشتم دور خودم مي پيچيدمو به لباسام چنگ

مينداختم در اتاقو وا کردم پريدم تو هال ، ( يعني تو اون لحظه اگه لينچان و جت لي و

جکي چان با هم ميريختن سرم ، ازم کتک ميخوردن ، اصن کنترلمو کاملا از دست داده بودم )

.يه هاله ي ضعيفي از نور تو يه قسمتي از هال افتاده بود ، مثه يوز پلنگ خودمو رسوندم

اونجا ديدم يه چيزي  چسبيده به شلوارم ، مارو ميگييييييي؟؟؟با تمام قدرت با کف دست

با پشت دست با مشت با آرنج همينجوري داشتم ميکوبيدم به پام ،

حالا منه بد بخت هم دستم درد گرفته بود هم پام ، ازون طرفم داشتم زهره ترک ميشدم ،

فکر ميکردم اين پاهاش گير کرده تو شلوارم واسه همين کنده نميشه ،

آقا دورخيز کردم با پا رفتم تو ديوار تا له بشه ، دو سه تا غلتم روي زمين زدم تا کاملا پرس

 بشه ، يعني حرکاتي کردم که يه گونگ فو کار حرفه اي از انجامش عاجزه ، بعد از اينکه

 خودمو آش و لاش کردمو دهن دستو پام سرويس شد پريدم چراغو روشن کردم که ديدم

 بدبخت پرس شده ( بازم چشام خوب نميديد ) عينکمو زدم ديدم اههههههههه اينکه هزار پا

 نيست........ مارک " آديداس " بود که روي شلوارم دوخته شده بود ، :-)))))))
الان دونستی شلوارم مارکدار بود اونم از نوعِ آدیدااااااااااااس ؟! 



برچسب‌ها: زندگی دکمه بازگشت ندارد؛ آینده ای بساز, که گذشته اش جلویت زانو بزند
+ تاريخ ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ساعت 21:5 نويسنده ✘ ALI ✘ |