هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان

عمو زنجیر باف!بعله

 زنجیر منو بافتی؟ بعله

 تا اینجاشو حرفی ندارم،بعدازین شاعر یکدفعه جو می گیرتش میگه،

 پشت کوه انداختی؟ بعله

 خب مرد حسابی این همه زحمت کشیدی زنجیر بافتی برای چی پشت کوه انداختی؟

 و در آخر هم شاعر به طور کل باباهارو تبدیل به بزوگوسفند و سگ و گربه و...اینا میکنه.

 بابااومده،چی چی آورده؟نخود و کیشمیش.با صدای چی...

 و اینگونه بود که ما خل و چل بزرگ شدیم.

 



برچسب‌ها: به بعضی ها باید, محبت و معرفتتو با قطره چکون بدی, چون جنبه همشو یکجا ندارن
+ تاريخ ۱۳۹۲/۰۶/۰۷ساعت 17:35 نويسنده ✘ ALI ✘ |