هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان
‏مولانا حسودانه می‌پرسد:

«جانِ جهان! دوش کجا بوده‌ای؟»

بعد خودش را دلداری می‌دهد:

«در دل ما بوده‌ای».

بعد سعی می‌کند دلِ محبوب را نرم کند:

«آه که من دوش چه‌سان بوده‌ام!»

و باز حسادت هجوم می‌آورد:

«آه که تو دوش که‌ را بوده‌ای!»

و دوباره خودش را دلداری می‌دهد:

«در آغوش قبا بوده‌ای.»

 



برچسب‌ها: امشب رو, جوری فرض کن, که انگار تموم نمیشه, و به من فکر کن
+ تاريخ ۱۳۹۷/۰۵/۰۸ساعت 0:54 نويسنده ✘مه سا✘ |