هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان

مرید پریشان حال سوخته نهاد چونان بود که شیخ از فرط آشفتگی وی ...

سلسله افکار خویش بگسست و حیران پرسید ...

بر تو چه شده مرید ؟

مرید گفت : شیخ ... گرداننده ی افلاک بر تو رحمت آورد ...

مدتی است هیچ تذهیبی مرا در کار خود نمی کند ...

مرا راهی بنمای تا باز به تذهیب آیم و از گزند چنین دنیای دونی در امان آیم ...

شیخ آهی سوزان از نهادینه ی خویش بر آورد و رو به آسمان کرد و وردی خواند و سپس

مرید را گفت : برو و در ستاد های کاندیدا های این ایام شیطانی حاضر باش ...

و وعده ها و سخنانشان را دریاب ...

خواهی دید که هیچ تذهیبی ورای تحمل خویش در برابر یاوه گویی های

*$_@)%&)#($)& ( شیخ اینجاش داره فحش میده ) نمی یابی ...

 



برچسب‌ها: با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
+ تاريخ ۱۳۹۶/۰۲/۲۶ساعت 23:2 نويسنده ✘ ALI ✘ |