هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان

‏کاش

یه موجود چاق و گنده

تو اعماق اقیانوس بودم

که با تکون دادن نوک انگشتای پام

خیلی اروم شنا میکردم

:((

♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡

امروز کلی کار خیر کردم.

فرشته روی شونه‌ی سمت راستم

همینطور که داشت

دفتر صدبرگ جدیدش رو

از تو کیف بیرون میاورد گفت

شیطون امروز رو فرمیااا

:))



برچسب‌ها: قرار بود کبوتر با کبوتر, باز با باز, که یه دفعه پلنگا ریختن
+ تاريخ ۱۳۹۵/۱۱/۲۱ساعت 13:33 نويسنده ✘ ALI ✘ |