هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان

یهو یه تاکسی اومد بوق ماشین عروس زد پشت سرم ...

فک کردم داره به کنایه میگه تند برو مگه داری عروس میبری ...

اومد بفل ... گفتم بابا عرس نمیبرم... خراب شده ...

گفت میدونم ... این بوقِ عروسی منو عمت بود با این رانندگیت ...

.

.

.

عمه ـآرزو من واقعن شرمنده ی این مظلومیتتم ...

 

******************************

گفت با خود هزار پایی که

با خودش می رود پیاده روی :

این هزاران هزار مار چطور

پا ندارند و هم قدم دارند



برچسب‌ها: عزیزم عشق تو بن بست من بود, منم تا آخر بن بست رفتم
+ تاريخ ۱۳۹۵/۰۹/۲۳ساعت 17:56 نويسنده ✘ ALI ✘ |