هـی رفیق زمان است که وفاداریِ تو را  ثابت میکند  نه زبان
توحید تعریف میکرد:
اون قدیما که وبلاگ مینوشتم با یه دختری آشنا شدم یه چند وقت با هم بودیم. بعد که سرورای بلاگفا ترکید یه چند وقتی بی خبر بودم ازش تا اینکه اومد گفت من ازت حامله م. بعد کلی جر و بحث بهش گفتم باشه باید بچمو ببینم. اونم گفت: نه نمیزارم دستت بهش برسه فقط وقتی بزرگ شد میفرستمش بیاد پستاتو الکی الکی دیس لایک بزنه

 


+ تاريخ ۱۳۹۵/۰۴/۲۰ساعت 15:27 نويسنده ✘ ALI ✘ |